خواهرم ای دختر ایران زمین
در خیابان چهره آرایش مکن ..... از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز ..... در مسیر چشمها افسون مریز
یاد کن از آتش و روز معاد ..... طره گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی ..... فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین ..... یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهرم این لباس تنگ چیست ؟ ..... پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟
خواهرم اینقدر تنازی مکن ...... با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان مشو ..... نو عروس چشم نامردان مشو
خیمه گاه عشاق الحسین
------------------
ای فلانک خاک عالم بر سرت ..... گر چنین گویی سخن با خواهرت
خواهر تو نیستم البته من ..... پس فزونتر از دهانت زر نزن
چشم هیز و خوی بد ، فکر پلید ...... از دل هر مصرعت آمد پدید
زشتی دید و کلام ذات تو ..... هست پیدا در همه ابیات تو
از خرد چون کم رسیده سهم تو ..... نیست زیبایی من در فهم تو
هم نگفته با تو هیچ آموزگار ..... هست طنازی به تای دسته دار
یا نمیدانند عشاق حسین ..... فرق ساده را میان تا و طین
همچنین آرایش من ای عمو ..... در خیابان نیست ، کم یاوه بگو
جای آرایش چه نزدیک و چه دور ..... سالن زیبایی است ای بیشعور
من لباس تنگ میپوشم ، بله ..... پوشش خوشرنگ میپوشم ، بله
میشوم طناز و زیبا و ملوس ..... میخرامم در چمن چون نوعروس
زلف خود ریزم برون از روسری ..... میکنم در چشم مردان دلبری
طره گیسو دهم در دست باد ..... گور بابای تو و روز معاد
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////
جوابیه برای هر دو
نهي از منكر كني، پس گوش كن........ لب فرو بند و هزاران گوش كن
تو بگو در امر خويش ات در رهي؟..... در امور ديگران پا مي نهي
اي برادر چشم بر پايين بكن.............. بی سبب چشم بر تن زنها مکن
امر نیکو در پس حرفت نهان.............گر که می بود چه خوش بود آن بیان
کاش نمی گفتی ز عشاق الحسین ...... آخر شعرت بگویی از حسین
خواهرم حرف و كلامت زود بود....... بي تفكر گفتگويت كور بود
خواهرم تو غنچه اي در خود نهان..... چون حجاب برگ تو را كرده نهان
خواهرم تو انجمان را ديده اي........... نيست در دسترس هر بيننده اي
خواهرم حرف و سخن از من ني است .... از خداي عالم و سبحاني است
خواهرم روز معادت مال توست............ جنت و دوزخ به من چه جاي توست
من چه دانم از براهين خدا....................آنچه خواهد آمدش بر روي ما
من همي دانم كه قرآن گفته است .............در پس پرده چها افتاده است
من خودم یک می زنم بر روی میخ ........ وان یکی بر روی نعل وکنج میخ
در خیابان چهره آرایش مکن ..... از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز ..... در مسیر چشمها افسون مریز
یاد کن از آتش و روز معاد ..... طره گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی ..... فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین ..... یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهرم این لباس تنگ چیست ؟ ..... پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟
خواهرم اینقدر تنازی مکن ...... با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان مشو ..... نو عروس چشم نامردان مشو
خیمه گاه عشاق الحسین
------------------
ای فلانک خاک عالم بر سرت ..... گر چنین گویی سخن با خواهرت
خواهر تو نیستم البته من ..... پس فزونتر از دهانت زر نزن
چشم هیز و خوی بد ، فکر پلید ...... از دل هر مصرعت آمد پدید
زشتی دید و کلام ذات تو ..... هست پیدا در همه ابیات تو
از خرد چون کم رسیده سهم تو ..... نیست زیبایی من در فهم تو
هم نگفته با تو هیچ آموزگار ..... هست طنازی به تای دسته دار
یا نمیدانند عشاق حسین ..... فرق ساده را میان تا و طین
همچنین آرایش من ای عمو ..... در خیابان نیست ، کم یاوه بگو
جای آرایش چه نزدیک و چه دور ..... سالن زیبایی است ای بیشعور
من لباس تنگ میپوشم ، بله ..... پوشش خوشرنگ میپوشم ، بله
میشوم طناز و زیبا و ملوس ..... میخرامم در چمن چون نوعروس
زلف خود ریزم برون از روسری ..... میکنم در چشم مردان دلبری
طره گیسو دهم در دست باد ..... گور بابای تو و روز معاد
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////
جوابیه برای هر دو
نهي از منكر كني، پس گوش كن........ لب فرو بند و هزاران گوش كن
تو بگو در امر خويش ات در رهي؟..... در امور ديگران پا مي نهي
اي برادر چشم بر پايين بكن.............. بی سبب چشم بر تن زنها مکن
امر نیکو در پس حرفت نهان.............گر که می بود چه خوش بود آن بیان
کاش نمی گفتی ز عشاق الحسین ...... آخر شعرت بگویی از حسین
خواهرم حرف و كلامت زود بود....... بي تفكر گفتگويت كور بود
خواهرم تو غنچه اي در خود نهان..... چون حجاب برگ تو را كرده نهان
خواهرم تو انجمان را ديده اي........... نيست در دسترس هر بيننده اي
خواهرم حرف و سخن از من ني است .... از خداي عالم و سبحاني است
خواهرم روز معادت مال توست............ جنت و دوزخ به من چه جاي توست
من چه دانم از براهين خدا....................آنچه خواهد آمدش بر روي ما
من همي دانم كه قرآن گفته است .............در پس پرده چها افتاده است
من خودم یک می زنم بر روی میخ ........ وان یکی بر روی نعل وکنج میخ
0 نوشته های شما:
ارسال يک نظر